تبليغاتX
یاد روزهای خوب

یاد روزهای خوب

در روزهایی که گذشت دخترم یک ساله شد و من تهران رفتم و برگشتم...

در روزهایی که گذشت در مدت زمان کوتاهی هزاران کودک و انسان بیگناه روی کره خاکی ما در خون غلتیدند. سکوت حامیان حقوق بشر چندش آور و تهوع آور است...  


دخترم. زمستان تمام میشود. این برف های سنگین آب خواهد شد. من در خانه را باز میکنم و تو با پاهای کوچک و نازنینت روی چمن ها خواهی دوید. آن روز همسایه ها تو را میبینند ... نگاهت میکنند... 

-- نوزادی که آن روز برفی سال گذشته به دنیا آمد تابستان امسال خانمی شده و در کوچه های ما میدود.


بازگشت به بیمارستان نزدیک است. 15 اسفند یک امتحان هم دارم. یک امتحان جامع کله گنده که اینطور که از سال گذشته معلوم است کلی هم بازخواست دارد اگر نمره ام کم بشود.... 

بعد از یک سال کتاب دست گرفته ام...


دو تا سی دی در اومده که به معنای واقعی کلمه شاهکار است:

لطف تمبک و از این گوشه تا اون گوشه. یک سری ترانه کودکانه است با آهنگ های سنتی ایرانی. واقع جذاب و شنیدنی است. از دستش ندین. 


سرد ترین روزهای سال داره میگذره... هوا رو منفی 30 است بدون اثر باد.... اون چیزی که آدم احساس میکنه با اثر باد 8-12 درجه سرد تره...





+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/27ساعت 6:44 قبل از ظهر  توسط سارا  |